وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً | امروز چهارشنبه، ۲۸ مهر ۱۴۰۰؛ روز بخیر ;)
خطای بنیادی اسناد
خطای بنیادی برچسب زدن

آشنایی با خطای بنیادی اسناد (Fundamental Attribution Error) و توضیحات مآخذ علمی درباره آن + مثال

بررسی اجمالی خطای بنیادی اسناد

خطای بنیادی اِسناد (Fundamental Attribution Error یا FAE) – یا همان خطای بنیادی برچسب زدن- تمایل افراد برای توضیح رفتار دیگران در یک موقعیت معین با شخصیت یا سایر ویژگی‌های ذاتی آن‌ها به جای در نظر گرفتن تأثیر عوامل موقعیتی است.

در واقع در نظریه اسناد، تمایل به بیش از حد در نظر گرفتن میزان تعیین کنندگی ویژگی‌های پایدار شخصی، نگرش‌ها یا اعتقادات شخصی بر رفتار فرد و در نتیجه، به حداقل رساندن تأثیر موقعیت اطراف (به عنوان مثال، فشارهای مالی یا اجتماعی) بر آن رفتار است.

شواهدی وجود دارد که نشان می دهد این گرایش در برخی جوامع بیشتر از سایر جوامع رایج است.

  • این مسئله همچنین با عنوان سوگیری تناظری (Correspondence Bias) یا اثر اِسناد (Attribution Effect) شناخته می‌شود.
  • خطای بنیادی اسناد مهم است زیرا رفتار اغلب بیشتر بر اساس زمینه تا ویژگی‌های خاص یک فرد تعیین می شود.
  • خطای بنیادی اسناد نمونه ای از سوگیری اسنادی است؛ دسته ای از سوگیری های شناختی که به خطاهای سیستماتیکی در هنگام ارزیابی یا تلاش فرد برای یافتن دلایلی برای رفتارهای خود و دیگران، منجر می‌گردد (سایر موارد عبارتند از خطای اسنادی نهایی، سوگیری بازیگر-مشاهده گر و سوگیری اسناد خصمانه)

خطای بنیادی اسناد به ندرت در مورد خود فرد صدق می‌کند – افراد اغلب رفتارهای (بد) خود را بر اساس عوامل موقعیتی توضیح می‌دهند تا یک نقص درونی ذاتی.

«… توضیح رفتار انسان همیشه مستلزم اشاره به موقعیتی است که فرد در آن قرار دارد»

ریچارد نسبیت (Richard Nesbitt)

مثال برای خطای بنیادی اسناد

مردم به طور روزانه خطای بنیادین اسناد را در مورد غریبه‌ها مرتکب می شوند. آن‌ها این کار را با قضاوت درباره شخصیت و نادیده گرفتن اسناد موقعیتی به نفع ویژگی های شخصیتی انجام می‌دهند.

  • واکنش فوری اکثر افراد وقتی کسی در یک بزرگراه جلوی آن‌ها را می‌گیرد این است «عجب آدم بی‌شخصیتی!». با این وجود، ممکن است علت این کار آن فرد دیر رسیدن به فرودگاه باشد، یا حتی شاید یک خانم باردار در ماشین داشته باشد که به سمت بیمارستان می‌رود.
  • دوست شما دیر سر قرار می‌رسد؛ شما با خود می گویید که او آدم بی توجهی است و به همین خاطر اهمیت کمی برای ملاقاتتان قائل بوده و دیر سر قرار حاضر شده. در حالی که دیر آمدن او به خاطر شرایط ویژه پیشبینی نشده‌ای است که هنگام خروج از آپارتمان خود با آن مواجه شده: قطع برق و باز نشدن درب پارکینگ!

چرا درک خطای بنیادین اسناد مهم است؟

درک خطای بنیادین اسناد مهم است زیرا تحقیقات نشان می دهد که رفتارهای روزمره انسان به شدت تحت تأثیر عوامل بیرونی می‌باشد، اما هنگام ارزیابی رفتار دیگران، ممکن است به اشتباه اقدامات آن‌ها را ناشی از عوامل درونی تلقی کنید.

روانشناسان اجتماعی Edward E. Jones و Victor Harris این گرایش را در یک آزمایش کلاسیک مورد بررسی قرار داند، که در آن مشاهده شد افراد تحت آزمایش اساسا قادر به تمایز بین رفتار ظاهری افراد و ویژگی های شخصی آن‌ها نبودند. کار جونز و هریس، و دیگر روانشناسی اجتماعی تجربی، نشان می‌دهد که تأثیرات موقعیتی ممکن است عامل تاثیرگذار قوی تری در رفتار دیگران نسبت به ویژگی های درونی خودشان باشد. درک این موضوع می‌تواند به شما کمک کند تا دلایل رفتار دیگران را به شیوه‌ای عادلانه تر ارزیابی کنید.

تفسیر علت بروز خطای بنیادی اسناد

توضیحاتی در مورد علت بروز خطای بنیادی برچسب زدن عبارتند از:

  • جهان‌دادانگاری – این اعتقاد که مردم آنچه را که شایسته آن هستند به دست می‌آورند -؛ این تضمین را ایجاد می‌کند که اگر شما یک فرد خوب هستید، اتفاقات بدی برای شما رخ نمی دهد. (Lerner and Miller, 1978)
  • برجستگی بازیگر – تمایل به نسبت دادن (اسناد) یک نتیجه مشاهده شده به علل بالقوه ای که توجه ما را جذب می کند، یعنی همان شخص درگیر.
  • عدم تطبیق تلاشمند – خطای بنیادی اسناد حتی با وجود این که می‌دانیم رفتار فرد تحت تأثیر عوامل موقعیتی قرار دارد، اتفاق می‌افتد؛ زیرا نیاز به تلاش برای در نظر گرفتن همزمان عوامل ارادی و موقعیتی دارد. بنابراین خطای بنیادی برچسب زدن با افزایش بار شناختی بیشتر اتفاق می‌افتد.
  • فرهنگ – خطای بنیادی اسناد ممکن است بیشتر در فرهنگ غربی (فردگرایی) رایج باشد تا در فرهنگ های جمع گرای شرقی.

رابطه خطای بنیادی اسناد با آموزش

هنگام ارزیابی عملکرد فراگیران، مربیان باید همیشه مراقب خطای بنیادی اسناد باشند.

  • این مسئله در آموزش مبتنی بر شبیه سازی و هنگامی که در دنیای واقعی بازخورد داده می‌شود، مهم است.
  • از خود بپرسید: «چه عوامل موقعیتی در این رفتار موثر بوده است؟»
  • استفاده از پرسشگری حمایتی را در نظر بگیرید تا به یادگیرنده اجازه دهید نظرش درباره دلیل آنچه را انجام داده است را بیان کند.

خطای بنیادی اسناد برای ایجاد یک فرهنگ «بدون سرزنش» بی خطر از نظر روانشناسی مفید است، که این برای سیستم های مراقبت های بهداشتی مهم است تا بتوانند خطاها را تشخیص داده و تجزیه و تحلیل کنند.

  • باید به خاطر بسپاریم که کنش‌ها هم از عوامل ذاتی (به عنوان مثال شخصیت) و هم از عوامل موقعیتی ناشی می شوند و در هر رفتار معینی احتمالاً هر دو نقش دارند («تعامل گرایی»).
  • تأکید بر عوامل موقعیتی مهم است زیرا آن‌ها اغلب به راحتی قابل اصلاح هستند.
  • با این حال، ما باید از کاهش مسئولیت فردی با تاکید بیش از حد بر عوامل موقعیتی، جلوگیری کنیم.

شواهد و مدارک

Jones and Harris, 1967

  • محققان دریافتند که افراد نگرش نویسنده را به طور یکسان مثبت یا منفی ارزیابی می کنند، صرف نظر از اینکه به آن‌ها گفته شود که (۱) نویسنده آزادانه تصمیم گرفته است درباره فیدل کاسترو مثبت/منفی بنویسد، یا چنانچه به آن‌ها گفته شود که (۲) نویسنده مجبور است یک مقاله مثبت/ منفی بر اساس نتیجه پرتاب سکه درباره او بنویسد.

Milgram, 1963

  • آزمایش بدنام «اطاعت» میلگرام
  • «ثابت شد که دوسوم افراد حاضر به برقراری شوک الکتریکی شدید به یک مرد میانسال با چهره خوشایند بودند، [شوکی با شدت] بسیار فراتر از حدی که در آن مرد پس از التماس بخاطر ناراحتی قلبی سکوت کرد.» (Nesbitt, 2017)
  • این افراد ذاتاً شرور نبودند، بلکه تسلیم تاثیر یک شخصیت مظهر قدرت (authority figure) قرار گرفتند.

بر اساس ریچارد نسبیت (Richard Nesbitt):

  • وقتی تعداد زیادی از افراد در طیف گسترده‌ای از موقعیت‌ها بررسی می شوند، همبستگی رفتارهای مرتبط با ویژگی ها در حدود .۲۰ یا کمتر است. مردم فکر می‌کنند این همبستگی در حدود .۸۰ است.»
  • اگر رفتار افراد را در موقعیت های ثابت به طور مکرر در طول زمان بررسی کنیم، کالیبراسیون (درجه بندی) ما به احتمال زیاد بهبود می یابد.

بحث ها و مخاطرات

اسکات مک نیل (Scott McNeal) استدلال کرده است که «این ایده که موقعیت‌ها و گرایش‌ها [خلق و خو] در تعیین رفتار نیروهای متضادی هستند، نشان دهنده یک دوگانه کاذب است، زیرا این دو مکمل یکدیگر هستند.»

  • آزمایش جونز و هریس (۱۹۶۷) را می توان به این صورت باز تفسیر کرد: افراد تاثیر موقعیت بر نویسندگان را هنگامی که در حال انجام آنچه محققان از آن ها می خواستند بودند، بد قضاوت می کردند.

Malle (2006)

  • ۹۵ درصد از شواهد و مدارک خطای بنیادی اسناد بر مبنای آزمایش های با دقت کنترل شده آزمایشگاهی است و نه مشاهدات زندگی روزمره
  • متاآنالیز ۱۷۳ تحقیق که معیارهای ورود به مطالعه را تا سال ۲۰۰۵ برآورده کردند، اندازه اثر را نزدیک به صفر نشان داد
  • تاثیری از خطای بنیادی اسناد تنها در صورتی یافت شد که:
    • شخص دیگر بسیار غیر معمول/ خاص توصیف شد
    • هنگامی که رویدادهای فرضی (و نه واقعی) توضیح داده شد
    • وقتی افراد صمیمی بودند (یکدیگر را خوب می شناختند)
    • هنگامی که درجه آزادی محقق بالا بود

Newman & Bakina (2009)

  • مشخص شد که تعامل گرایی (اینکه هر دو عوامل گرایشات و شرایط موقعیتی به رفتار کمک می کنند) به طور کلی ترجیح داده می شود

Sabini, Siepmann, and Stein (2001):

  • «به نظر می رسد این پیام بیش از حد وسیع که موقعیت ها، و نه طبیعت و خو، باعث رفتارها می شوند، مسئولیت رفتار را از بین می برد. این موضوع باعث می‌شود افراد به خاطر آنچه که تقصیر آن‌ها اسست (و همچنین آنچه که تقصیر آنها نیست) نادیده گرفته شوند و از تحسین آن‌ها برای آنچه باید بخاطر آن مورد ستایش قرار گیرند، خودداری شود.»

نتیجه

  • اهمیت عوامل موقعیتی (و خطای بنیادی اسناد) نسبت به عوامل گرایشی در تعیین رفتار بحث برانگیز است و ممکن است در شرایط مختلف متفاوت باشد.
  • یک رویکرد تعاملی، که شامل در نظر گرفتن عوامل موقعیتی و گرایشی باشد، عملاً مفید است.
  • آگاهی از خطای بنیادی اسناد به ما این امکان را می دهد که عوامل موقعیتی را که بر عملکرد تأثیر می گذارد در نظر بگیریم؛ اما نباید به قیمت نادیده گرفتن مسئولیت شخصی این کار را انجام دهیم.

برای اطلاع از منابع این مقاله به صفحه بعد مراجعه کنید. »

برای دادن امتیاز به این مقاله کلیک کنید!
[رتبه: ۰ ؛ تعداد آرا: ۰ ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *