مجله سلامت و پزشکی فارسی مد

اطلاعات صحیح، مطمئن و بروز در حوزه سلامت و پزشکی

مجله سلامت و پزشکی فارسی مد

اطلاعات صحیح، مطمئن و بروز در حوزه سلامت و پزشکی

مجله سلامت و پزشکی فارسی مد
مجله سلامت و پزشکی فارسی مد (Farsimed.ir) حاصل مدت ها فکر و برنامه ریزی درباره یک پروژه عظیم در حوزه پزشکی و سلامت است، که همواره در حال تکامل باشد. ما اینجا، اگرچه نیازمند گذر زمان طولانی باشد، در تلاشیم تا وبسایتی جامع داشته باشیم که پاسخگوی نیاز کاربران فضای مجازی در ارتباط با کسب اطلاعات صحیح، مطمئن و بروز در زمینه پزشکی و سلامت باشد.
خبرنامه ايميلي

براي آن که آخرين مطالب منتشر شده مجله سلامت و پزشکي فارسي مد را در ايميل خود داشته باشيد، آدرس ايميل خود را در فيلد زير وارد کنيد:

قدرت گرفته از FeedBurner

آخرین نظرات

   9 آگوست ۲۰۱۸، غزه — از زمان آغاز تظاهرات در ۳۰ مارس در غزه، در ۳۰ ژولای ۱۶۲ فلسطینی کشته و ۱۷،۲۵۹ تن زخمی شدند که عمدتا ناشی از جراحات ناشی از شلیک گلوله واستنشاق گاز هستند.

   در حالی که بسیاری از افراد آسیب دیده در ایستگاه های تثبیت شده تحت حمایت WHO در نزدیکی خط مقدم درمان و مرخص شدند، بیش از ۹،۰۰۰ بیمار نیازمند بستری در بیمارستان بودند از جمله ۱،۴۸۷ کودک.

   جراحات بحرانی صدها تن از مردان، زنان و کودکان با اندام های قطع شده، دائما فلج و یا نیاز به بازسازی اندام، که نیازمند تا هفت عمل جراحی و سال های توانبخشی را دارد، را ترک کرده است. بسیاری از آنها به دلیل دسترسی محدود به مراقبت های بهداشتی خارج از غزه قادر به دریافت درمان نیستند.

   این داستان پنج کودکی است که زندگی آن‌ها برای همیشه در نتیجه درگیری تغییر کرده‌است.

 غزه: داستان از دست رفتن و زنده ماندن -از WHO

1- عبدالرحمن نوفال (Adbul-Rahman Nofal) - یک پسر ۱۱ ساله است که نزدیک مرز شرقی غزه زندگی می‌کند. او دوست دارد فوتبال بازی کند، اما از زمانی که تظاهرات دسته‌جمعی در ماه مارس آغاز شد، او بسیار ترسیده بود که در این حوالی بازی کند.

    در ۱۷ آوریل، دوستان عبدالرحمان او را متقاعد کردند که زمین‌بازی به اندازه کافی از حصار فاصله دارد و شروع به بازی کردن کردند. یکی از پسرها توپ را خیلی دور زد و عبدالرحمان شروع به دویدن کرد تا آن را بردارد. او آگاه نبود که توپ نزدیک حصارفرود آمده‌است تا زمانی که خود را رودررو با یک سرباز اسرائیلی یافت. عبدالرحمان زمانی برای فرار از سربازی کهتفنگش را به پای عبدالرحمان نشانه رفته بود و شلیک کرد، نداشت.

   از آنجا که گلوله در فاصله نزدیک شلیک شد، پای عبدالرحمان خرد شد و لازم بود که در زیر زانو قطع شود. او اکنون جوان‌ترین معلول در نتیجه تظاهرات دسته‌جمعی است.

   عبدالرحمان نمی‌تواند زندگی خود را بدون فوتبال تصور کند. او می‌خواست بزرگ شود و یک بازیکن فوتبال حرفه‌ای شود. وقتی می بیند که دوستانش در طول ناهار بازی می کنند احساس اضطراب و ناامیدی می کند، چون دیگر نمی تواند به آنها بپیوندد.

   عبدالرحمان اکنون رویای تبدیل شدن به یک خبرنگار را دارد، بنابر این او می تواند جهان را از آنچه در غزه رخ می دهد، آگاه سازد.

غزه: داستان از دست رفتن و زنده ماندن -از WHO

2- عبدالله النقر (Abdullah Elanqar) یک پسر ۱۳ ساله است که در نزدیکی مرز شرقی شهر غزه زندگی می‌کند. او پنج برادر و دو خواهر دارد. مادرش یک زن خانه دار است و پدرش بیکار است، اما پدرش برای یافتن شغل در هر ماه برای ایجاد درآمد اساسی برای خانواده سخت تلاش می کند.

   هنگامی که تظاهرات آغاز شد، عبدالله هر روز صبح به مرز می رفت و مس را از سیم ها و آلومینیوم از نوشابه ها جمع آوری می کرد. فروش آن‌ها، او می توانست کم‌تر از ۵ دلار در روز درآمد داشته باشد.

   روز ۳ مه، عبدالله در حال جمع کردن مس نزدیک دیوار بود. یک سرباز اسرائیلی از پشت حصار ظاهر شد و درفاصله ‌ای نزدیک به پای او شلیک کرد. سرباز از اینکه پای عبدالله زخمی شده‌بود شگفت‌زده شده بود. این سرباز از حصار عبور کرده و عبدالله را به بیمارستانی در اسرائیل برد.

   خانواده عبدالله بدون اینکه بداند کجاست، ساعت‌ها به دنبال او گشت. این بیمارستان در نهایت بعد از ظهر با آن‌ها تماس گرفت، اما آن‌ها مجاز به ترک غزه بدون مجوز سفر به دیدن عبدالله نبودند.

   جراحت چنان شدید بود که پای عبدالله باید در بالای زانو قطع می شد. او به مدت دو روز پس از عمل جراحی، بدون خانواده‌اش در بیمارستان تنها بود. پدر عبدالله در روز سوم مجوز کسب کرد و در نهایت توانست پسرش را ببیند.

   عبدالله در حال حاضر به خانه بازگشته است، اما هیچ چیز برای او یک‌سان نیست. او دیگر نمی‌تواند بیرون برود و دیگر به دنبال قطعات مس بگردد، و نمی‌تواند با دوستان همسایه خود بازی کند. او می‌خواست از پدرش حمایت مالی کند، اما اکنون احساس می‌کند که باری بر دوش خانواده‌اش است.

عبدالله از مشکلات روانی رنج می‌برد و نیازمند فیزیوتراپی و توان‌بخشی دراز مدت است. پزشکان او می‌گویند که او ممکن است تا سال بعد بتواند یک پروتز بپوشد، اما این درمان در غزه محدود است.

غزه: داستان از دست رفتن و زنده ماندن -از WHO

3- حمزه الشکری (Hamza Alshokry) نوزده ساله است، جوانترین از هفت خواهر و برادر. مادرش یک زن خانه‌دار است و پدرش فوت کرده‌است، اما آن‌ها با حقوق بازنشستگی او زندگی می‌کنند. وقتی حمزه در امتحانات دبیرستان خود شکست خورد و نتوانست به دانشگاه برود، تصمیم گرفت مجوز رانندگی بگیرد و بعنوان یک راننده تاکسی کار کند تا از خانواده‌اش حمایت مالی کند.

   حمزه و دوستانش در ۱۴ مه در تظاهرات دسته‌جمعی شرکت کردند. او مانند بسیاری از نوجوانان غزه آرزو دارد به محاصره خاتمه دهد تا بتواند در بیرون کار کند یا تحصیل کند. او بر این باور است که این تظاهرات تنها راه مسالمت‌آمیز برای اعتراض به محاصره است.

   در طی تظاهرات، مردی که در کنار حمزه ایستاده بود به شدت مجروح شد. حمزه سعی کرد او را به سمت ایمنی حمل کند، اما او هم مورد اصابت قرار گرفت. گلوله به پشت حمزه وارد شد و از گردنش خارج شد و طناب نخاعی را برید. حمزه در حال حاضر quadriplegic شده‌است و در هر دو دست و پا فلج شده‌است.

   حمزه دو ماه پس از این که مورد اصابت گلوله قرار گرفت، هنوز در واحد مراقبت‌های ویژه بیمارستان الشفا قرار دارد. پزشکان او می‌گویند که او به یک عمل جراحی مغز و اعصاب پیشرفته نیاز دارد که ممکن است به نخاع او کمک کند، اما این عملیات در داخل غزه موجود نیست.

غزه: داستان از دست رفتن و زنده ماندن -از WHO

4- نورالدین ابوبکر (Noor-Edeen Abu-Baker) یک پسر ۱۶ ساله و بزرگ‌تر از شش خواهر و برادر است. خانواده او بر این باورند که او یک روز بازیگر مشهور فوتبال خواهد بود و هر کاری که بتوانند انجام می دهند تا از شور و اشتیاق وی برای فوتبال حمایت کنند.

   در ۱ ژوئن نورالدین به تظاهرات مردمی پیوست. در این روز تعداد زیادی از مردم در تظاهرات شرکت کردند و به نورالدین امید دادند که با هم بتوانند به محاصره خاتمه دهند و او ممکن است قادر به کشف جهان خارج از غزه باشد.

   وقتی گلوله‌های زنده و گاز اشک‌آور به سمت تظاهرکنندگان نشانه گرفته شد، نورالدین پشت سنگی پنهان شد و فکر کرد که از دید خارج خواهد شد و در امان خواهد بود. اما سربازی با گلوله‌ای زنده به او شلیک کرد که شانه چپش را درهم کوبید و از گردنش خارج شد.

   نورالدین در حال حاضر quadriplegic شده است، در هر دو دست و پا فلج می‌شود و به ماشین تهویه بستگی دارد تا زنده بماند. خانواده او نا امید شده. یک ماه و نیم پیش، آن‌ها بر این باور بودند که پسرشان تبدیل به بازیکن مشهور فوتبال می‌شود و اکنون در تلاش برای قبول این اند که او به صورت بازگشت ناپذیر فلج شده‌است.

غزه: داستان از دست رفتن و زنده ماندن -از WHO

5- پدر مجمد ابوحسین 13 ساله در طی جنگ 2006 در غزه توسط یک راکت اسرائیلی کشته شد. محمد با مادر و هفت خواهر و برادر خود زندگی می‌کند. مادر او بی‌کار است و خانواده به مستمری مختصری از حقوق بازنشستگی پدرش وابسته است.

   برادر کوچک‌تر محمد در ۳۰ مارس طی تظاهرات دسته‌جمعی در اثر شلیک گلوله زخمی شد. گلوله به یک عصب در پایش آسیب رساند، و باعث از دست رفتن کامل احساس و افتادن پا شد. محمد عصبانی و ناامید به این نتیجه رسید که در تظاهرات دسته‌جمعی شرکت کند.

   در ۲۹ ژوئن، زمانی که محمد و چهار تن از دوستانش به تظاهرات پیوستند، پای راست او مورد اصابت گلوله قرار گرفت. جراحت مهم بود و پایش باید بالای زانو قطع می‌شد. محمد گفت: «اگر پدرم زنده بود، نمی‌گذاشت سربازها به من شلیک کنند. از برادرانم خواسته ام که پای من را با قبر پدرم دفن کنند.»

   برادر بزرگ‌تر محمد معمولا او را در رختخواب می‌بیند که فیلم افرادی را تماشا می‌کند که با اعضای مصنوعی فوتبال بازی می‌کنند. پزشکان او می‌گویند که او به درمان روانی بلند مدت، توان‌بخشی و فیزیوتراپی نیاز دارد.

منبع(متن و تصاویر): emro.who.int

ترجمه: مجله سلامت و پزشکی فارسی مد (FarsiMed.ir)

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی